تبليغاتX
اوّاب

 

معصوميت چهره اش بر غربتش مي افزود . اما ...

انگار نه انگار كه با ما همزبان نبود . همانند برادري همخون ما را در آغوش ميكشيد . با عربي دست و پا شكسته به او فهماندم كه بزرگترين كار عمرش را انجام داده و نامش را در تاريخ ثبت كرده است .

عشقش به رهبر را در حرفهايش ميشد ديد وقتي كه نام ايشان را مدام الامام خامنايي حفظه الله ميخواند .

ميگفتند صبح زود ورزش ميكرده و وقتي به وي گفته اند چرا ورزش ميكني گفته بود امام فرموده تهذيب تحصيل ورزش .

عشق و علاقه اش به رهبر بي نظير بود و وقتي از حس و حالش حين سخنان تاثير گذارش پرسيدم گفت حس و حال عجيبي داشتم كه قادر به توصيفش نيستم .

        

ميگفت در بحرين تمام شيعيان علاقه زيادي به امام خامنه اي دارند و همه حاضرند جانشان را براي او بدهند .

اين را كه گفت بيشتر غربت امام را در ايران حس كردم . كاش بعضي ها اين را ميفهميدند .

نامش احمد حسن الحجيري بود و با چند نفر از دوستانش دعوت ما را پذيرفته بودند .

سيد حسن موسوي بحريني يكي از همراهانش بود كه دانشجوي رشته ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد است و فارسي را خيلي خوب صحبت ميكرد . از تاريخ بحرين و رهبران مبارزش گفت و از رنجي كه مردمش سالهاست متحمل شده اند . و از علاقه مردمش به امام خامنه اي گفت و اينكه حتي عكس جا كليديشان نيز عكس ايشان است . و از هوشمندي مردمي كه با وجود علاقه به امامشان اما عكس ايشان را در تظاهرات بدست نميگيرند تا انقلابشان را بتوانند به پيروزي برسانند و در اخبار بسيار كوتاه و فيلم هاي بي كيفيتي كه به مردم جهان ميرسد نتوانند انقلابشان را درگیری های فرقه اي جلوه كنند .

ايشان مطالبي را برايمان آماده كرده بود كه در آن راهكارهايي براي كمك به مردمش از طريق ما بود آن را به جان و دل پذيرفتيم و قول نشرش را نيز داديم . كه انشاءالله در آينده طرح خواهد شد .

و اما همراه عماني ايشان حرف هاي ديگري ميزد ايشان نيز كه فارسي را دست و پا شكسته صحبت ميكرد از فريب پادشاه ميگفت و اينكه 99 درصد مردم به او علاقه دارند . اما بي بند باري اخلاقي حاكم بر آنجا و روابط با استكبار انشاءالله فطرت هاي خداجو را بيدار خواهد كرد .

همراه عربستاني نيز از مظلوميت بيش از اندازه شيعيان ميگفت و اما خنده رويي اش نشان از رضايت وي از انقلاب كوچك و كم جمعيت مردمش و افتخار به ايشان داشت .

لحظه جدايي دلمان نمي آمد از هم جدا شويم . بعد از رد و بدل كردن شماره تلفن و آدرس ايميل و سايت يكديگر همديگر را در آغوش كشيديم . اما بعد از رفتنشان حس عجيبي داشتم . حسي سرشار از دلتنگي و علاقه آتشيني كه از رهبرم در من شدت يافته بود .

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:58 ] [ خواجوئی ] [ ]

امروز در مراسم تشييع شهيد گمنام فكري ذهنم را مشغول كرده بود . واقعا اگر خداي نكرده  جنگي روي دهد و جايي به وجود ما نياز شود . از همه مهمتر اگر مولايمان بيايد ( كه انشاءالله خدا آنرا هر چه زودتر محقق سازد ) آيا ما به آنحضرت لبيك خواهيم گفت ؟ در روايات آمده به سوی حضرت بقیة الله بشتابید ولو از طریق خزیدن بر روی سینه باشد.

من چگونه اين زندگي را رها كنم ؟ چگونه اين بندها را از خود جدا كنم ؟ اگر من بروم زن و فرزندم چه ميشوند ؟ ديگر حقوقي نخواهم داشت چون كار ندارم . چطور اقساطم را بپردازم ؟ اين خانه و ماشين و زندگي كه با سختي و مشقت براي خودم دست و پا كرده ام را چطور رها كنم و به دنبال كسي بروم كه مطمئن نيستم امام من است يا خير ؟ حق است يا باطل . شايد او هم مدعي باشد مانند ديگران . از كجا معلوم اين نشانه ها ساختگي و دست مايه رسانه ها نباشند !!! كاش از همه اينها فارغ باشم . كاش مال و زن و فرزند را بتوانم با توكل به خدا بسپارم . كاش آزادگي ام را بيش از اين زنداني اقساط و مال اندوزي و دنيازدگي نكنم !!! شهدا به ما نظري اندازيد . ما را هم مثل خودتان آزاد كنيد . كاش از امروز به بعد اين نكته را هم در زندگي ام مد نظر داشته باشم كه زنداني دنيا نشوم . كاش حساب و كتاب مالي و كاري و اعمالم را هميشه حسابرسي كنم تا وقت رفتن هيچ كدام پايم را نبندد و جلوي رفتنم را حتي لحظه اي نگيرد .

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 18:44 ] [ خواجوئی ] [ ]

چند وقتي است تلويزيون فيلم طنز مسير انحرافي را در ايام حزن اهل بيت و ايام فاطميه پخش ميكند . از اين نكته كه بگذريم كه البته قابل گذشت هم نيست . هر چه بيشتر اين فيلم را نگاه ميكنم چيزهايي در ذهنم بالا و پايين ميپرد و نميدانم چرا بعضي حرفهاي ضد انقلاب تجلي ميكند. حالا توهم است يا قرب به واقعيت نميتوانم اينها را نگويم شايد دوستان بيكار يا شاغلي كه اين فيلم را تماشا ميكنند  دقت بيشتري بكنند .

       

در اين فيلم هواپيمايي در جزيره اي نامعلوم سقوط ميكند . و همه فكر ميكنند در اثر شليك گلوله خانم كلت بدست اين اتفاق صورت گرفته در حالي كه  قبل از سقوط فردي از داخل جزيره كنترل هواپيما را بدست ميگيرد و آن را مينشاند .  و يك نفوذي از بين ايشان كه همان فرد فاسدي است كه در فرودگاه و هواپيما مدام بدنبال جذب زنان است را انتخاب ميكند و او جزيره را در تملك خود ميخواند و خانه هاي آنجا را به افراد اجاره ميدهد . سپس همان فرد انتخابات را مي اندازد و يك حاكم بر جزيره انتخاب ميكند و نام وي را نسقچي ميگذارند كه خيلي زبان نفهم است و بدجنس و با جرمي اندك حكم اعدام و حبس ابد ميدهد و با سينما مخالف است و راحت رشوه ميگيرد و ...

تا اينجا را داشته باشيد و مقايسه كنيد :

هواپيما ميتواند تشبيهي از يك جامعه باشد و سقوط آن تحولي در آن جامعه مانند انقلاب . حالا همان افراد داخل جامعه فكر ميكنند خودشان  انقلاب كردند و نميدانند كسي از بيرون انقلاب را هدايت ميكرده و رهبري براي آن انتخاب ميكند !

گنج هم خوب ديگر همان چيزي است كه زير پاي آن جامعه قرار دارد و متعلق به ايشان است اما همان افراد به طمع آن و بدنبال شخصي كه بتواند آن را برايشان به ارمغان بياورد هواپيما را نشانده اند ..

در جايي از فيلم فردي كه مسئول امنيت پرواز است بعد از مدتي پيدا ميشود و مي گويد شخصي سياه پوست از وي مراقبت كرده و مهرباني اش او را تحت تاثير قرار داده حال با قايقي كه پيدا كرده مي خواهد از آنجا همه را نجات دهد .

و اين همان اشخاصي هستند كه اين مدت همراه انقلاب نبودند و حالا براي نجات افراد جامعه آمدند . و يا كاپيتاني كه يكدفعه زير و رو ميشود و يا ماجراي سينما و طعنه اي كه جلوگيري از پخش بعضي فيلمها باعث انتشار فيلمهاي خصوص و ... در جامعه شده است .

خيلي جاهاي فيلم انقلاب ما را زير سوال ميبرد و تمام اكاذيب ضد انقلاب را طعنه گونه و در قالب طنز به نمايش ميگذارد .  بخاطر طولاني شدن مطلب و خستگي خوانندگان محترم بقيه مطلب را به آينده موكول ميكنم .

[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 15:26 ] [ خواجوئی ] [ ]

خیلی دلم میخواست این فیلم رو ببینم . هم تبلیغش و هم شنیده ها حاکی از فیلمی خوش ساخت و قابل تماشا در سینما رو به ارمغان می آورد . اما توی سینما تمام این تعاریف فرو ریخت . از همان ابتدا فهمیدم این هم چندان تفاوتی با اخراجی های 3 ندارد . و فقط در محتوا و طنز بودن این دو را متمایز میکرد .

          

مرد کشتی سوار : در تمام طول فیلم مردی را نشان میدهد که در یک قایق زندگی میکند و تا انتهای فیلم این روند زندگی ادامه دارد . نمایش خدمه زن مسلح و نوشیدن مکرر مشروبات الکلی و روابط کاملا خشک و بی منطق و بچه گانه این مرد به شدت توی چشم میزند .

جاسوسی که از همان ابتدای ورود شناسایی  شد :

جاسوسی که بعد از کلی ملاحظات انگلیسی ها و نه افغانی ها وارد ایران میشود و از همان بدو ورود شناسایی و تعقیب میشود . وجهه دستگاه اطلاعاتی ما را خیلی بالا میبرد واقعا به خود میبالیم با چنین دستگاه اطلاعاتی قدرتمندی !!!

و چقدر دستگاه اطلاعاتی انگلیش چولمن است که برای اجرای چنین عملیات بزرگی اینقدر زود لو میرود .

            

بچه های بالا :

وجهه ای که فیلم از سربازان گمنام امام زمان (عج) نشان میدهد نیز قابل توجه است . در ابتدا فردی کاملا عصبی و بدون کنترل احساسات را نمایش میدهد که به نظر میرسد مدیر مرکز کنترل اطلاعات کشور است و تمام اطلاعات کشور از اینجا باید کنترل و فرماندهی شود . از طرفی غلو انگیز با اون همه سیستم و تکنولوژی و ... و از طرفی خواب !!! این خیلی با شناسایی جاسوس متناقض شد .

 و بعد جاسوس نمایش دادن کلی آدم داخل اداره و پلیس یعنی واقعا اینجوریه ؟ پس ما ول معطلیم ... میخواد اگه از این به بعد مشکلی رو دیدیم از همون اول زنگ بزنیم MI6 از اونجا بهتر کنترل میشه !!!

حالا بماند که سربازان گمنام امام زمان (عج) مجبورن برای کارشون از تیپ های مختلف و موی دمب اسبی و سیگار و ... هم بهره ببرن .

روابط بین ایشان و ماجراهایی که در فیلم پیش می آورند بسیار قابل تامل و هالیوودی طراحی شده است . مثلا فردی که فعالیتش تعلیق شده چقدر کار میتواند بکند ؟؟؟ به چه جاهایی دسترسی دارد و اصولا انگار از اداره جلوتر کار میکند . شاید اصلا کل اداره رو بدیم دست همین فرد کافی باشه !!!              

پیش پا افتاده بودن داستان فیلم :

داستان فیلم هم خیلی پیش پا افتاده و بدون پرداخت شخصیت های اصلی فیلم به نظر میرسد . اِ سعیدم اینجاست . اِ نرگسم اینجاست ؟؟؟ چقدر جالب ؟؟؟ به اسم ها کاری نداشته باشید . به داستان نگاه کنید .

به جمع منافق و جاسوس و سلطنت طلب ها هم نگاهی بیندازید و صحبت های خیلی عجیب و غریب بین اونها .

            

از همه مهمتر داستان بچه های بسیجی توی پایگاه هم خیلی بد طراحی شده بود .

راستی اون ماجرا مگه چقدر کشته داد ؟ تلویزیون ما همه رو سانسور کرد یا ماجرا چیز دیگریست ؟

به هر حال از این نظر که کارگردان فیلم رو نزدیک به واقعیت ساخته و چیزی بین مستند و فیلم سینمایی بود نمیتوان چشم پوشی کرد . اما این فیلم تمام کارهای احتمالا بعدی رو توی این موضوع  کمی خراب کرد و شتابزدگی و فیلم نامه پیش پا افتاده خیلی توی چشم میزد . در حالی که میتوانست خیلی بهتر از این باشد .

راستی چرا چند وقته تمام شخصیت های پلیس و اطلاعاتی و جاسوس و ... ما توی تمام فیلمها همین چند نفرند ؟ یعنی دیگه ما بازیگر نداریم . خیلی قضیه داره لوث میشه ها . .
[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 7:57 ] [ خواجوئی ] [ ]
اخبار امروز ظهر داغ داغ بود . از حکم جدید امام خامنه ای در مورد مجمع تشخیص مصلحت نظام تا سوال نمایندگان از رییس جمهور و واکنش مردم افغانستان به عمل وقیحانه ارتش آمریکا .

و اما از علی مطهری که در پی راه یابی اش به دور دوم از موضع بسیار نرم تری وارد عمل شد . و از رییس جمهوری که مطهری و مجلس و امت واحده اسلامی را خوشکل پیچاند و لبخندی هم چاشنی اش کرد !!!

          

        

       

همین مطالب بالا هم زیاد بود و خواندن سخنان هر دو طرف هیچ شرحی نمی خواهد :

لینک خبر به همراه فایل صوتی از سایت رجا نیوز

[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 17:12 ] [ خواجوئی ] [ ]

یکی از درسهایی که انتخابات قبل به ما داد این بود که اخبار مربوط به انتخابات علنی و روشن بیان نمیشد و بیشتر از 90 درصد در فضای مجازی منتشر گردید .

و این باعث شد که بیشتر مردم حتی  افراد با بصیرت به راحتی در معرض شایعات قرار بگیرند و به خاطر نبود اطلاعات کافی و نبود روشن گری های غیر مجازی به راحتی شایعات را باور کنند .

             

البته جوانان و فعالین سیاسی نیز در این میان بی تقصیر نیستند . چندی است فضای مجازی فرصتی در اختیار ما قرار داده که عقاید و دیدگاه های خود را و حتی شخصیت های پنهان و رذائل اخلاقی مان را در معرض دید دیگران قرار دهیم . اما تمام جامعه در فضای مجازی است ؟

حال با دیدن شایعه و یا روشنگری در مورد شخص و یا مطلبی به همان وبلاگ و سایت و ... اکتفا میکنیم و فکر میکنیم وظیه مان را به خوبی انجام داده ایم . مخصوصا اگر با اسمی مجازی کمی شایعه افکنان را مستقیم و غیر مستقیم مورد عنایات خاصه قرار داده باشیم . اما به نظر من این یکی از اهداف دشمن است که به آن دست یافت .

برای مثال من در مساجد و بین افراد مذهبی و با بصیرت قبل از انتخابات دیده بودم دیدگاه ایشان از جبهه پایداری گروهی تندرو و دروغگوست و خود را به دروغ به علامه مصباح نسبت می دهند و حتی شنیدم که علامه مصباح از ایشان برائت جسته و ایشان را دروغگو خوانده و مثالهای دیگر که خودتان حتما در مورد بعضی از کاندیداها شنیده اید .

     ...

به نظر میرسد این هم یکی از فتنه های ادامه فتنه 88 باشد . که باید برایش تدبیری اندیشید تا در آینده این اتفاق نیفتد .

[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 8:7 ] [ خواجوئی ] [ ]

اولش در پوست خودم نمی گنجیدم . سر خوش از توفیقی که نصیبم شده بود و در باورم نمیگنجید .

روزهای اول در مدینه با خودم عهد کرده بودم که با تلویزیون کاری نداشته باشم . چون شنیده بودم تصاویر خوبی نشون نمیده .

 مکه که رسیدیم با وجود دل کندن خود به خود از دنیا ندیدن اخبار رو نتونستم طاقت بیارم . شنیدم تلویزیون هتل فقط شبکه های ایرانی و دو سه تا شبکه عربی که همش مکه مدینه رو نشون میده میگیره . خیلی خوشحال سراغ تلویزیون رفتم اما کاش نرفته بودم ..........

چنان بی تاب شدم که نگو و نپرس .

 من که تا حالا نشده بود هیچ انتخاباتی رو از دست بدم . این انتخابات ایران نبودم .

کلی به خودم لعنت فرستادم بابت انتخاب بدون فکر تاریخ سفر اما یادم افتاد که تاحدی جبری بود .

از فیض بزرگی که از دست داده بودم کلی پریشان بودم و هی این نکته به خاطرم می آمد که خدا وقتی نعمتی رو به انسان میده نعمت دیگری رو میگیره . خوب کم کم زدم به در بی خیالی . تصمیم گرفتم برای اینکه سفرم خراب نشه دیگه تلویزیون نگاه نکنم کاری نمیشد کرد .

جمعه دلم آروم و قرار نداشت . فقط همین .

با صحبتهای تماما سیاسی امام جمعه مسجد الحرام که دائم اشک تمساح میریخت برای مردم سوریه و هی براشون دعا میکرد اعصابم هم خرد شد .

بعضی حرکات هموطنان خودمون که هی سنگ وهابی ها رو به سینه میزدن و از حس خوش دست رو دست هم گذاشتن توی نمازشون و کیف کردن از آمین بعد از حمد و ... تعریف میکردن دیگه داغون شدم .

خدا رو شکر کردم روز آخر سفر نبود و گرنه با همون حس و حال مکه رو ترک میکردم . بعد از سفر دیوونه میشدم .

وقتی شنبه از حضور کم سابقه مردم اطلاع پیدا کردم انگار مرهمی گذاشتن روی زخمم .

وقتی برای وداع به مسجد الحرام رفتم خیلی برای مردم کشورم دعا کردم .

           

وقتی مردم کشورهای دیگه رو میدیدم و وضع و حالشون رو میسنجیدم از اینکه ایرانی هستم احساس غرور میکردم .

خوشحال بودم که تونستم از طرف تمام مردم کشورم اینجا نماز یخونم ولی ای کاش مردمی که کاری بزرگتر از شب قدر به تعبیر آقای پناهیان انجام داده بودند برای من دعا میکردن که قطعا دعای آنها بیشتر در معرض استجابت قرار دارد . پس تورو خدا دعام کنید .

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 15:38 ] [ خواجوئی ] [ ]

دیدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه 9 دی با امام خامنه ای

 

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه نهم دی، اراده خداوند متعال و ایمان به توفیق الهی را عامل اصلی هدایت قلب‌ها و دل‌های ملت ایران برای حضور در عرصه‌های مختلف برشمردند و خاطرنشان كردند: حضور عظیم و خروشان مردمی در  9 دی 88 ، تجلّی بارزی از هویت و ماهیت انقلاب یعنی روح دیانت حاكم بر دل‌های مردم بود.
                                    
ایشان در تبیین حقیقت حماسه نهم دی به دو عنصر حضور گسترده مردمی و ایمان دینی مردم اشاره كردند و خاطرنشان كردند:
 
                           
 
 
 نهم دی 88، حادثه كوچكی نیست بلكه آن حركت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حركت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حركت در سایه دین و تحقق وعده‌های الهی تبیین شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح اولین عنصر یعنی اهمیت حضور گسترده مردم در صحنه‌های مختلف افزودند: هنر اصلی امام خمینی(ره)، وارد كردن مردم به صحنه بود و در هرجایی كه مردم با شجاعت، بصیرت و عمل متناسب با ایمان خود، وارد میدان شدند تمام مشكلات، و بزرگترین موانع در مقابل اراده مردم از بین می‌رود.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: در هر نقطه‌ی از جهان چنانچه مردم با هدف و شعار مشخص و ایمان و عمل متناسب، به عرصه بیایند هیچ عاملی قادر به مقاومت نیست و این یك نسخه كلی برای تمام ملت‌هاست،  كه امام خمینی(ره) به آن عمل كرد و ملت ایران هم با اعتماد به امام راحل عظیم‌الشان، آن را بصورت عملی اثبات كرد.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در تبیین ایمان دینی مردم، به عنوان دومین عنصر اهمیت حادثه ماندگار نهم دی افزودند: آن معجزه‌گری كه همه مردم را بسیج كرده، به صحنه می‌آورد و با وجود همه سختی‌ها آنان را در صحنه نگه می‌دارد، ایمان قلبی و دینی است چرا كه بر اساس ایمان دینی، شما در هر شرایطی پیروز خواهید بود و شكست معنایی ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی، حماسه نهم دی را از این منظر كاملاً شبیه صدر اسلام و همچنین روزهای پیروزی انقلاب دانستند و خاطرنشان كردند: در این روز، مردم براساس وظیفه دینی خود به میدان آمدند تا نشان دهند بر خلاف تبلیغات فتنه‌گران، مردم ایران ضمن پایبندی به نظام جمهوری اسلامی از عزم و اراده دینی استوار برخوردارند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری وقایع تلخ فتنه 88 افزودند: این فتنه، صرفا منحصر به حضور عده‌ای افراد در خیابان‌ها نبود، بلكه ناشی از یك بیماری بود كه با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود، و به یك حضور عظیم مردمی نیاز داشت، كه چنین هم شد.
رهبر انقلاب اسلامی به نقش عاشورای حسینی و محرم، در تحقق حماسه نهم دی هم اشاره كردند و افزودند: همانگونه كه در ابتدای انقلاب، محرم به كمك این مردم آمد و امام خمینی(ره) فرمود خون بر شمشیر پیروز است، در قضایای 9 دی هم، عاشورا به كمك ملت آمد و حماسه بزرگ و ماندگاری را خلق كرد.
ایشان بر ضرورت پاسداشت این حماسه بزرگ تأكید كردند و دو توصیه نیز به دست اندركاران ستاد بزرگداشت نهم دی داشتند: اولاً در بزرگداشت نهم دی جنبه‌های شعاری غلبه پیدا نكند و ثانیاً به عمق شعارها كه حرف اصلی ملت ایران بود، توجه شود.
[ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 8:20 ] [ خواجوئی ] [ ]
در يكي از مطالب پيشين به تحليل يكي از آفت هاي بدحجابي و كاركرد روانشناسي آن پرداختم . در سفري كه دكتر عباسي به كرمان داشتند . مطالبي حول و حوش همين مطلب را در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان ارائه فرمودند . اما سخنان ايشان ديدي بسيار بازتر از قبل به من داد . از همين رو بر آن شدن در چندين پست به اين مسئله امروزي و مهم جوانان بپردازم .

ابتدا يكي از سخنان ايشان كه نقل قولي از آيت الله جوادي آملي در مورد هنر بود را ارائه خواهم كرد انشاءالله مفيد باشد :

                            

آيت الله جوادي آملي هنر هاي تجسمي را زير سوال ميبرند و هنري را كه صرفا مبناي تخيلي دارد از نظر اسلام مردود مي شمارند . ايشان مي فرمايند :

هنرمند است که تعيين مي­کند هنر چگونه باشد اگر هنرمند عاقل باشد هنر را به عقل­مداري تعريف مي­کند و اگر هنرمند به تعبير قرآن کريم در حد خيال زندگي کند، هنر را خيال انگيز مي­داند. وي با بيان اينکه قرآن کريم انسان خيال زده و خيال­باف را مختال مي­کند، گفت: انسان خيال­باف، خيال زده، خيال محور، خيال مدار هنر را خيال انگيز مي­داند انسان عقل­مدار، عقل­محور، هنر را حيات بخش مي­داند تفاوت ميان حيات بخشي که هنر معقول است و خيال انگيزي که هنر مختالانه است مانند فرق بين هنر اسلامي و هنر غربي است. ان الله لايحب کل مختال فخور.

همچنين ايشان در مورد هنر اسلامي مي فرمايند :

عصر، عصر هنر است برخي از عقلا گفته­اند اگر الان پيغمبري مي­آمد با دوربين مي­آمد حالا که اين عصر عصر هنر است و اين نعمت را خدا به بعضي­ها داده است مسئوليت هم مي­خواهد سهروردي مي­گويد کسي که نگاه و رفتار و گفتارش در شما اثر نمي­کند سخن­داني­اش را دور بيندازيد. کسي که ديدارش آدم را تکان نمي­ دهد سخنراني­اش چه اثري دارد عالم کسي است که وقتي آدم او را مي­بيند ياد خدا بيافتد. هنرمند هم همينطور است. آیت الله جوادي آملي ادامه داد: حالا که نباشد انسان معقول را متخيل را محسوس کنيم بايد اين معقول را از کتاب و سنت بگيرد اگر عقل و عفاف و احسان و تواضع و ادب را بگيرد خوب به طور مثال عباس عموي پيامبر بود از پيامبر هم بزرگتر بود از او سؤال کردند شما بزرگتريد يا پيامبر. جواب داد او بزرگتر است اما سن من بيشتر است اين را ادب مي­ گويد و همان هنر در گفتن و هنر در نوشتن در تجسيم است. اين مرجع تقليد با اشاره به اينکه در حال حاضر بحث در اين است که صورت مبارک حضرت ابولفضل را نشان بدهند يا نه، گفت: نمي­دانم شما در کودکي تعزيه­ها را ديده­ايد يا نه، يک امامي وجود داشت، يک قمربني هاشم، يک موافق و مخالفي و همه اين بازيگران تعزيه اهل نماز شب بودند. يک کسي به نام سيدالشهدا درمي­آيد و اهل تجهد بودند و دعاي آنها اثر داشت. اما الان يک بازيگري که اهل نماز نيست نقش حضرت ابوالفضل را بازي مي­کند و آيا ما هم بايد بگوييم اين جايز است؟ 


[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 16:10 ] [ خواجوئی ] [ ]

یکی از بزرگترین نقطه ضعف های احمدی نژاد تصمیم گیری بسیار کند ایشان در مسائل مهم است .

از ماجرای پاسخ به نامه رهبر راجع به مشایی تا سکوت در مقابل تحرکات اخیر چند سفارت حقیر اروپایی و چند اتفاق دیگر این معادله به جواب میرسد .

هر چند سخنگوی دستگاه دیپلماسی بعد از مصوبه تبلیغاتی مجلس اعلام کرد که پس از تایید شورای نگهبان این قانون اجرا خواهد شد . اما پس از ماجراهای اخیر و اخراج پرسنل کنسولگری ایران توسط انگلیس هیچ اقدامی حتی در حد مقابله به مثل هم انجام نشده .

البته ناگفته نماند اقدام دانشجویان دست دولت را در پوست گردو گذاشت . اما انگلیس از این ماجرا بهره برد و اگر دستگاه دیپلماسی زودتر اقدامی میکرد می توانست گل برد ایران را وارد دروازه انگلیس کند

هیهات از یک حرکت انقلابی و فوری از جانب رییس جمهور به اصطلاح انقلابی . 

[ شنبه دوازدهم آذر 1390 ] [ 0:15 ] [ خواجوئی ] [ ]
درباره وبلاگ

اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ
امکانات وب